زبزب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ زَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- جانوری است شبیه به گربه. ۲- نوعی کشتی.واژه قبلی: زبرینواژه بعدی: زبل