زخمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ مِ) (اِ.) مضراب، آلت کوچکی که به وسیله آن سازهای سیمی رامی نوازند.مترادفها و واژههای مرتبطزخ، شکافه، مضرابواژه قبلی: زخم کردنواژه بعدی: زخمه ساختن