زخم
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(زُ) [ ع. زهم ] (اِ.) (عا.) طعم و بویی که از سفیده تخم مرغ خام یا از گوشت خام هنگام پختن در آب برآید.
(زَ) [ په. ] (اِ.) ۱- خراش یا بریدگی هر بخشی از بدن. ۲- مجروح. ۳- ضربه. ؛ به ~ کاری زدن کنایه از: برای آن کار مورد بهره برداری قرار دادن.