زخیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زُ دَ) (مص ل.) غُرغُر کردن، ناله کردن.واژه قبلی: زخمیواژه بعدی: زد