زدب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زدب . [ زِ ] (ع اِ) حصه و بهره از هر چیزی . ج، ازداب . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). بهره و نصیب است . جمع آن ازداب می آید. (ترجمه ٔ قاموس ). جوهری و صاحب لسان العرب این ماده را نیاورده اند. صاغانی گوید: بمعنی انصباء و این لغت بسی غریب است . (از تاج العروس ). رجوع به متن اللغة شود.