زدر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زدر. [ زَ دَ ] (ق ) بالا و فوقانی و زبر. (ناظم الاطباء).
زدر. [ زَ ](ع اِ) سینه . لغتی است در صدر. (از ناظم الاطباء).
زدر. [ زَ ] (ع مص ) بازگشتن و فعل آن از باب نصر است . (از منتهی الارب ). لغتی است در «صدر» و از این لغت است قرائت «یومئذ یزدر الناس اشتاتا لیروا اعمالهم » (قرآن ٦/٩٩) بجای یصدر. (از اقرب الموارد) (ازآنندراج ) (از ناظم الاطباء). رجوع به لسان العرب ذیل صدر و زدر، و تاج العروس، و «زا» در لغت نامه شود.