زدو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زدو. [ زَدْوْ ] (ع مص ) گوز باختن و انداختن آن در مغاک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). والفعل من نصر. یقال زدا الصبی الجوز و زدا به ؛ اذا لعب و رمی به فی المزادة. ◄ فی المثل ابعد المدی و ازده، وقت تحریض بر چیزی گویند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ دست دراز کردن به جانب چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و این لغتی است در سدو، چنانکه گویند: تسدو الابل فی سیرها بایدیها. (از اقرب الموارد). رجوع به سدو شود.