زر اندودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زر اندودن . [ زَ اَ دو دَ ] (مص مرکب ) زرنگار کردن و ملمع کردن . (ناظم الاطباء). زراندود کردن : نگهبان این مارپیکر درفش زراندود برپرنیان بنفش . نظامی . من که مسم را به زراندوده اند می کنم آنها که نفرموده اند. نظامی . رجوع به زراندود، زراندود کردن و زراندوده شود. ◄ زراندوختن . (ناظم الاطباء).