زراغن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ غَ) (اِ.) زمینِ سخت، ریگزار.واژه قبلی: زراعتواژه بعدی: زرافشان