زرزوری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زُ زُ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) ۱- منسوب به زورزور، مرغی شبیه به گنجشک. ۲- مجازاً ضعیف، ناتوان.واژه قبلی: زرزرواژه بعدی: زرشک