زرع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانکشتن، کشتکاری، کشت، کشاورزی، برزگری، بذرافشانیمترادفها و واژههای مرتبطحراثت، حرث، زراعت، کاشت، کشاورزی، کشتواژه قبلی: زرافهواژه بعدی: زرق