زرکند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ کَ) (ص) چیزی که در آن پارههایی از طلا به کار رفته باشد.واژه قبلی: زرکشواژه بعدی: زرکوب