زعف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زعف . [ زَ ](ع مص ) بر جای بکشتن . (تاج المصادر بیهقی ). بر جای کشتن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ جارو زدن . پاک کردن با جارو. (از دزی ج ١ ص ٥٩٢). رجوع به زعافة شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زعف . [ زَ ](ع مص ) بر جای بکشتن . (تاج المصادر بیهقی ). بر جای کشتن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ جارو زدن . پاک کردن با جارو. (از دزی ج ١ ص ٥٩٢). رجوع به زعافة شود.