زعیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زعیر. [ زَ ] (اِ) در مجمع الفرس سروری بمعنی تخم کتان نوشته اند و آن دانه ای باشد که روغن از آن گیرند و به این معنی در فرهنگ جهانگیری باغین نقطه دار آمده است . (برهان ). تخم کتان که از او روغن چراغ گیرند. (انجمن آرا) (آنندراج ) : هر دل که ز رشک در زحیر است در زیر جواز چون زعیر است . راجی (از آنندراج ). رجوع به زغیر شود.