زغاره/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِ.) سرخاب ؛ غازه، گلگونه.(~.) (اِ.) ۱- ارزن. ۲- نانی که از ارزن پزند.واژه قبلی: زغارواژه بعدی: زغال