زغف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زغف . [ زَ ] (ع مص ) ریختن باران ابری که پوشانیده بود آسمان را. (ناظم الاطباء). ◄ نیزه زدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بسیار آب گردیدن چاه . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ افزونی سخن به دروغ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). افزون کردن به دروغ در حدیث و کلام . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال : زغف لنا فلان کثیراً و زغف کلاماً کثیراً؛ اذا کان کثیر الکلام . (اقرب الموارد). به همه ٔ معانی رجوع به ماده ٔ بعد شود.
زغف . [ زَ ] (ع اِ) ابر آب ریخته که پوشاننده ٔ آسمان است . ◄ بسیاری آب چاه . ◄ زره فراخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ افزونی سخن به دروغ . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
زغف . [ زَ / زَ غ َ ] (ع اِ) ج ِ زغفة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به زغفة شود.