زفت
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(زُ فْ) (ص.) ۱- خسیس، بخیل. ۲- ترشروی، تندخو.
(زَ فْ) (ص.) ۱- درشت، ستبر. ۲- پر، لبریز. ۳- تندمزه.
(زِ فْ) (اِ.) نوعی صمغ گیاهی که بر روی پارچه میمالند، و برای معالجه بر موضع مورد نظر میچسبانند.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(زُ فْ) (ص.) ۱- خسیس، بخیل. ۲- ترشروی، تندخو.
(زَ فْ) (ص.) ۱- درشت، ستبر. ۲- پر، لبریز. ۳- تندمزه.
(زِ فْ) (اِ.) نوعی صمغ گیاهی که بر روی پارچه میمالند، و برای معالجه بر موضع مورد نظر میچسبانند.