واژه جو

زفلج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زفلج . [ زَ ل َ ] (اِ) آغاز کار. (ناظم الاطباء) (لسان العجم شعوری ج ٢ ص ٣٠). رجوع به فلخ شود.

معنی زفلج | واژه جو