زفن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زفن . [ زَ ] (ع مص ) پای کوفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). پای کوفتن و رقص نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ به بازی داشتن کودک را و رقصانیدن آن . ◄ رقص و بازی کردن به سلاح . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
زفن . [ زِ ] (ع اِ) سایه پوش که بر بامها سازند تا از حرارت ابخره و نمی آن نگه دارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). سایه پوشی که بر بامها سازند تا مانع از حرارت ابخره و رطوبت دریا گردد. (ناظم الاطباء). ◄ بوریامانندی که از شاخ های بی برگ خرما بافته باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).