زلف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زُ لْ) (اِ.) گیسو، موی سر.(زُ لَ) [ ع. ] (اِ.) ج. زُلúفَه ؛ پارهای از شب، اول شب.مترادفها و واژههای مرتبطبشک، جعد، شعر، طره، کاکل، گلاله، گیسو، گیس، موواژه قبلی: زلزله نگاریواژه بعدی: زلفین