زملقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زملقی . [ زِ م ِ ] (ص نسبی ) منسوب است زِملِق که قریه ای است به بخارا. (از انساب سمعانی ) (از لباب الانساب ).
زملقی . [ زُ م ُ ] (ص نسبی ) منسوب است به زُمُلق که قریه ای است در نزدیکی سنج که فعلاً خراب شده است . (از انساب سمعانی ) (از لباب الانساب ).