زمن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ مِ) [ ع. ] (ص.) زمین گیر، بر جای مانده.(زَ مَ) [ ع. ] (اِ.) وقت، هنگام. ج. ازمان، ازمن.واژه قبلی: زمستان خوابواژه بعدی: زمهریر