زمین گیر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص فا.) درمانده، ناتوان.مترادفها و واژههای مرتبطخانهنشین، عاجز، علیلازپاافتاده، افلیج، فلجواژه قبلی: زمین لرزهواژه بعدی: زمینه