زم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ) [ په. ] (اِ.) سرما، سردی.(زَ) (اِ.) گوشت درون و بیرون دهان.واژه قبلی: زلیفنواژه بعدی: زمار