زنبری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ بَ) (اِ.) کشتی، جهاز بزرگ.واژه قبلی: زنبرواژه بعدی: زنبق