زنبیل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ) (اِ.) سبدی که از الیاف گیاهی بافند.مترادفها و واژههای مرتبطتبنگو، سبد، سلهواژه قبلی: زنبوریواژه بعدی: زنج