زنخ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ نَ) (اِ.) چانه.مترادفها و واژههای مرتبطچانه، ذقن، زنخدانواژه قبلی: زنجیریواژه بعدی: زنخ بر خود زدن