زندهیاد ماندن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دریاد ماندن، اثر باقی گذاشتن، نکونام بودن، باقی گذاشتن، بقا داشتن، بهجا گذاشتن، یادگار گذاشتن، یادگار ماندن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دریاد ماندن، اثر باقی گذاشتن، نکونام بودن، باقی گذاشتن، بقا داشتن، بهجا گذاشتن، یادگار گذاشتن، یادگار ماندن