واژه جو

زندورد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زندورد. [ زَ دَوَ ] (اِخ ) شهری است نزدیک واسط، حالا ویران و خراب است . (منتهی الارب ). رجوع به معجم البلدان شود. ◄ ناحیه ای است در اواخر عراق . (منتهی الارب ).

معنی زندورد | واژه جو