واژه جو

زنهار طلبیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زنهار طلبیدن . [ زِ طَ ل َ دَ ] (مص مرکب ) امان خواستن . پناه طلبیدن : پدر به حکم وقوف ... و ممارست بر شدائدایام و ارتیاض به تجارب روزگار به امان پناهید و زنهار طلبید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٣٤٢). رجوع به زنهار و زینهار و ترکیبهای این دو کلمه شود.

معنی زنهار طلبیدن | واژه جو