زنگ و زنجیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زنگ و زنجیر. [ زَ گ ُ زَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) زنگ و زنجیری که فقرای غُلات و بیقیدان در کمر بندند. (بهار عجم ) (آنندراج ) : بود مشکل من ز تدبیر من دل و ناله شد زنگ و زنجیر من . طاهر وحید (از بهار عجم ). قلندرمشربم گردیده ملک فقر تسخیرم دهن خوانی کند بر پادشاهان زنگ و زنجیرم . ؟ (از بهار عجم ) (از آنندراج ).