زنگ
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(زَ) [ په. ] (اِ.) آلتی فلزی که به گردن چهارپایان آویزان کنند.
(~.) (اِ.) ۱- اکسید آهن، مادهای سبز رنگ که در اثر ترکیب اکسیژن و آهن بوجود میآید. ۲- پرتو ماه و آفتاب. ۳- زنگی، سیاه پوست. ۴- کنایه از: غم، اندوه، شب، تیرگی.