زه زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زِ. زَ دَ) (مص ل.) (عا.) از پا درآمدن، از میدان به در رفتن.واژه قبلی: زه بندواژه بعدی: زه کردن