زهراب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ) (اِمر.) ۱- آب زهرآلود. ۲- مایهای که شیر را پنیر کند.مترادفها و واژههای مرتبطادرار، پیشاب، شاشواژه قبلی: زهراواژه بعدی: زهرابه