زهراندود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زهراندود. [ زَ اَ ] (ن مف مرکب ) آغشته به زهر. زهرآلود : آن نماید به تیغ زهراندود کآسمان از زمین برآرد دود. نظامی . رجوع به زهر و دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زهراندود. [ زَ اَ ] (ن مف مرکب ) آغشته به زهر. زهرآلود : آن نماید به تیغ زهراندود کآسمان از زمین برآرد دود. نظامی . رجوع به زهر و دیگر ترکیبهای آن شود.