زهرماری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زهرماری . [ زَ رِ ما ] (ص نسبی، اِ مرکب ) مشروب مُسْکِر. کلمه ٔ آهرمنی، آشامیدنی . خوردنی هرچه باشد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). منسوب به زهر مار. مانند زهر مار. چیز ناگوار و تلخ و نامطبوع و ناپسند. (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ).