واژه جو

زهلق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زهلق . [ زِ ل ِ ] (ع ص ) مرد سبک شتاب . ◄ باد سخت و تند. ◄ (اِ) چراغ مادام که در قندیل باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی زهلق | واژه جو