زهمت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زُ مَ) [ ع. زهمه ] (اِ.) باد گنده، بوی ریم و چربش، بوی گوشت چرب متعفن.واژه قبلی: زهمواژه بعدی: زهه