زهو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ هْ وْ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- درخشیدن. ۲- وزیدن. ۳- ناز کردن. ۴- تکبر کردن.واژه قبلی: زههواژه بعدی: زهوار