زوالیافته
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
لطمهدیده، صدمه خورده، فاسد، ازکارافتاده، بیفایده، رنگورورفته، پژمرده آسیبدیده، مخدوش، بدترشده، پسرفته آبزده، آبخورده، آبرفته معیوب، عیبناک، ناقص فاسد، متلاشی، تجزیه شده منحط، منحرف، فاسد منحله، منقرض، منسوخ، مضمحل ضایع، ضایع شده، تلفشده، داغان افسد، بریده، ترشمزه، بدمزه