زوانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زوانی . [ زَ ] (ع ص، اِ) ج ِ زانیة. (ناظم الاطباء). در اقرب الموارد زَوان جمع زانیة آمده است : زنی الرجل ... و زناءً (یأی )؛ فجر فهو زان . ج، زناة و هی زانیة. ج، زَوان . (اقرب الموارد). رجوع به زَوان شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زوانی . [ زَ ] (ع ص، اِ) ج ِ زانیة. (ناظم الاطباء). در اقرب الموارد زَوان جمع زانیة آمده است : زنی الرجل ... و زناءً (یأی )؛ فجر فهو زان . ج، زناة و هی زانیة. ج، زَوان . (اقرب الموارد). رجوع به زَوان شود.