زوبع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زوبع. [ زَ ب َ ] (ع ص ) مرد کوتاه بالا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). قصیر و حقیر. (اقرب الموارد). هذا ما فی الصحاح و قال فی القاموس : «الروبع»؛ القصیر الحقیر بالراء مهملة لا غیر و تصحف علی الجوهری فی اللغة... (منتهی الارب ). رجوع به روبع و منتهی الارب شود.
زوبع. [ زَ ب َ ] (اِخ ) زوبعة. (اقرب الموارد). شیطان . ابلیس . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به زوبعة شود.