واژه جو

زودگزای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زودگزای . [ گ َ ] (نف مرکب ) زودگزاینده . که زود گزد و مسموم سازد : تا تو به رزمی چو زهر زودگزایی تا تو به بزمی چو شهد نوش گواری . فرخی . موافقان را مهرت نبید نوش گوار مخالفان را خشم تو زهر زودگزای . فرخی .

معنی زودگزای | واژه جو