زولة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زولة. [ زَ ل َ ] (ع ص ) مؤنث زول . (منتهی الارب ). زن سبک چالاک ظریف و زیرک که شگفتی ها نماید به ظرافت . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، زولات . (ناظم الاطباء). ◄ العجیبة و منه : شتوة زولة؛ شگفتی آور در سردی و شدت آن . (از اقرب الموارد).
زوله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ) تازیانه و شلاق و قمچی . (ناظم الاطباء).
زوله . [ ل َ/ ل ِ ] (اِ) در همدان صابونیه را گویند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). فو. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) (یادداشت ایضاً). به لغت جرجان فو است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).