واژه جو

زونگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زونگ . [ زَ وَ ] (ص ) بمعنی زونزک است که مردم گوژپشت و حقیر باشد. (برهان ) (از ناظم الاطباء). مرد گوژپشت زبون و حقیر بود. (جهانگیری ).

معنی زونگ | واژه جو