زکریاالانصاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زکریاالانصاری . [ زَ ک َ ری یَل ْ اَ ری ی ] (اِخ ) ابن محمدبن زکریا الانصاری السنیکی المصری، مکنی به ابویحیی (٨٢٣ - ٩٢٦ هَ . ق .). شیخ الاسلام و قاضی مفسر و از حفاظ حدیث بود. در سنیکه (ناحیه ای به شرق مصر) متولد شد و به عسرت زندگی می کرد و گاهی بر اثر شدت گرسنگی پوست خربزه را شبانگاه جمع میکرد و پس از شستن، آنها را می خورد؛ ولی چون مقام فضل او آشکار شد برای او هدایائی میرسید و کتابهای نفیسی گرد می آورد و خوانندگان را به مال ودانش بهره مند می ساخت و در زمان سلطان قایتبای چرکسی به اصرار فراوان منصب قاضی القضاتی را پذیرفت و چون در بعضی از اعمال سلطان عدول از حق را مشاهده کرد، نظر خود را بوی نوشت و او را از ظلم بر حذر داشت و سلطان او را از این شغل معزول ساخت و تا آخر عمر به امور علمی پرداخت . او راست : فتح الرحمن در تفسیر، شرح بخاری، فتح الجلیل، تعلیقی بر تفسیر بیضاوی، شرح ایساغوجی در منطق، شرح الفیه ٔ عراقی، شرح شذور الذهب در نحو و جز اینها. رجوع به اعلام زرکلی ج ١ ص ٣٣٤ شود.