زکم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زکم .[ زَ ] (ع مص ) بیمار زکام گردانیدن کسی را. ◄ پر کردن مشک را. ◄ انداختن نطفه را. ◄ زکام زده گردیدن (مجهولاً). (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زکم .[ زَ ] (ع مص ) بیمار زکام گردانیدن کسی را. ◄ پر کردن مشک را. ◄ انداختن نطفه را. ◄ زکام زده گردیدن (مجهولاً). (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).