زکیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زَ دَ)(مص ل.) از روی خشم و دلتنگی با خود حرف زدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(زَ دَ)(مص ل.) از روی خشم و دلتنگی با خود حرف زدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زکیدن . [ زَ / زُ دَ ] (مص ) خود بخود از قهر و خشم سخن کردن . (از برهان ) (از آنندراج ) (از غیاث اللغات ). لندیدن و با خود از روی خشم و قهر در زیر لب سخن گفتن . (ناظم الاطباء). ژکیدن . زک و زار زدن . شکایت کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به ژکیدن شود.