زیاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیاف . (ع ص، اِ) ج ِ زیف . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به همین کلمه شود.
زیاف . [ زَی ْ یا ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اسد، بمناسبت تبخترش . (از اقرب الموارد).