زیان افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیان افتادن . [ اُ دَ ] (مص مرکب ) آسیب رسیدن . به گزند و ضرر دوچار شدن : شور عشق تو در جهان افتاد بی دلان را بجان زیان افتاد. خاقانی . مایه ٔ سلوت به غربت شد ز دست دل زیان افتاد و محنت سود بس . خاقانی . ملرز از بیم جان خسرو اگر از عشق می لافی که باشد سهل عاشق را اگر جانی زیان افتد. میرخسرو (از آنندراج ). رجوع به زیان و دیگر ترکیبهای آن شود.